تبليغاتX
RooZhaYe-ZeNDeGi

RooZhaYe-ZeNDeGi

روزهاي زندگي

ما دو تن خاموش بار قهر کهنه ای بر دوش
باز هم از گوشه ی چشمان نمناکت من درون خاطرات روشنت را، خوب می بینم
می بینم تو هم،افسون آن لبخند شیرین رابه دل داری
خوب می دانم تو هم مانند من از قهر بیزاری
بعد از آن همه احساس ناب و پاک من با تو، تو با من لب فرو بسته، به کنجی، قهر!!؟
بیش از این، دل را توان بی تو بودن نیست راست می گویم مرا با قهر کاری نیست
اما شروع از كيست؟؟
سلام آشتی با کیست؟؟
چه كسي اولين قدم را براي شكل گرفتن لبخندي دوباره بر مي دارد؟؟
من يا تو؟؟
پس بیا با هم برای آشتی یک، دو، سه، بشماریم
خوب شروع، یک، دو
وای صد افسوس این سه، بر زبان نمی آید
ما دو تن خاموش بار قهر کهنه ای بر دوش
هر دومان مغرور!!

+ نوشته شده در جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 10:38 توسط کامران |


پلک هايم به نبض داغ زندگيِ خفته در لبهايش، جمع شد و لذت دنيايي در رگهايم جان گرفت و رفت تا لحظه حيات را در من زنده کند و متولد شدم در آيينه نگاهش. پر حرارت دست کشيد روي پوست تبدارم و مگر مي شکست آيينه که بغضم بشکند! انگشتش به اشاره از پيشاني لغزيد تا گودي چانه و بوسيد که:

       "روز دلنشين تست و هر چيز که عطري از تو را در خاطرم زنده کند مرا دوباره متولد مي کند"

بغضم تکه شد. مثل شيشه هاي رنگي روي نرمي شانه اش و عاشق شدم بيشتر از پيش دوباره و دوباره در صبحگاه روز من. مثل رويش زرد خورشيد در آسمان، مثل لحظه حيات، مثل اولين چکه باران، مثل حضور تو در مستي هاي بي پايانم.

مثل تو در آسمان

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 12:22 توسط کامران |


امروز کسی باش که واقعا آرزو داری
مهربان و باگذشت، ساده و شفاف، پاک و خالص با انعطاف و مددرسان ..
رنج و نگرانی را کنار بگذار
به لحظات زندگی چنان ارزش بده که آرزو داری
درک کن که باخودخواهی و خود پسندی درد جسمانی و رنج روانی را برای خود تدارک می بینی
زندگی کن با مرام های واقعی چون محبت و عفو و وجودی عاشق
از خواسته نفس رها شو و در وجود خویش به جای رنج دادن و ناسپاسی
به دنبال شوق و امید باش
فقط یک روز بی ضرر باش و برای همگان مفید باش حقیقت را دریاب
کلام و کردار و گفتارت را آرامش بده
اگر باورت نکردند؛
نهراس
بر ناتوانی خود برای رسیدن به خواستهای مهر آمیزت غلبه کن
چنان با محبت رفتار کن که دلیلی برای شرمسار بودن از خودت نداشته باشی
پیش داوری هایت را کنار بگذار که رنج پیش از آن حتمی است
همین امروز از بخشش آکنده شو کسي نمی داند فردا چه در راه است
زندگی کوتاه است درگذشته ها نمان نگران آینده نباش
فقط یک روز لحظه های امروزت را باامید و اشتیاق به سمت مسیر ی تازه و سپید ببر.
در تاریکی به دنبال چه میگردی ؟
چرانور را نمی جویی ؟
لا اقل یک روز کسی باش که واقعا آرزو داري!!

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 9:41 توسط کامران |